خرد اقلیمی
قنات؛ رودخانهای در زیر زمین
سه هزار سال پیش، مردمان فلات ایران آموختند آب را از دل کوه به دل کویر بیاورند، بیآنکه قطرهای در آفتاب بخار شود؛ قنات، معجزهٔ خاموش این سرزمین است.
هندسه و نور
در ضلع شرقی میدان نقش جهان، روبهروی کاخ عالیقاپو، مسجدی ایستاده که نه مناره دارد و نه صحن. ساخت آن در سال ۱۰۱۱ هجری قمری به فرمان شاه عباس یکم آغاز شد و هجده سال به درازا کشید. این مسجد، ویژهٔ خاندان شاهی بود و به همین سبب، به جای عظمت بیرونی، همهٔ هنرش را در درون نگه داشته است.

گنبد شیخ لطفالله برخلاف گنبدهای فیروزهای اصفهان، رنگی نخودی و کرم دارد که با نقشهای اسلیمی آبی و سفید آراسته شده است. با گردش خورشید در روز، رنگ گنبد از کرم روشن به صورتی و خاکی میگراید؛ پدیدهای که سیاحان قرنها از آن نوشتهاند.
در درون گنبد، نقشهای لوزیشکل کاشی از رأس به سوی پایه کوچک و کوچکتر میشوند و در مرکز، به دایرهای میرسند. وقتی نور از پنجرههای مشبک بر این نقشها میافتد، تصویری پدید میآید که به دُم گشودهٔ طاووس میماند؛ نور، پرِ طاووس است و کاشی، بدن آن. این ترکیب نور و هندسه، اوج کاشیکاری صفوی به شمار میرود.
نقش جهان با مسجد شاه، عالیقاپو، سردر قیصریه و همین مسجد، در سال ۱۳۵۸ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد. میدان، الگوی شهرسازی ایرانی است: بازار، حکومت، دین و مردم دور یک فضای باز گرد آمدهاند.
شیخ لطفالله نشان میدهد که در فلات مرکزی، هنر همیشه در گفتوگو با نور بوده است: نور کویر، تند و بیرحم، در دست معمار ایرانی به طاووس بدل شده است.
روایتهای دیگر

خرد اقلیمی
سه هزار سال پیش، مردمان فلات ایران آموختند آب را از دل کوه به دل کویر بیاورند، بیآنکه قطرهای در آفتاب بخار شود؛ قنات، معجزهٔ خاموش این سرزمین است.

معماری اقلیمی
در باغ دولتآباد یزد، بادگیری سیوسهمتری از خشت ایستاده که باد را میگیرد، از حوض میگذراند و به تالار میفرستد؛ سامانهٔ سرمایشی دویستوپنجاهسالهای که هنوز کار میکند.