معماری اقلیمی
بادگیر دولتآباد؛ بلندترین نفسِ کویر
در باغ دولتآباد یزد، بادگیری سیوسهمتری از خشت ایستاده که باد را میگیرد، از حوض میگذراند و به تالار میفرستد؛ سامانهٔ سرمایشی دویستوپنجاهسالهای که هنوز کار میکند.
خرد اقلیمی
اگر بر فراز کویر پرواز کنید، ردیفهایی از حلقههای خاکی میبینید که مثل رشتهای از دکمه از دامنهٔ کوه تا آبادی کشیده شدهاند. اینها دهانهٔ چاههای قناتاند: راهرویی زیرزمینی که آب را از سفرههای آب کوهپایه به روستاها و شهرهای فلات میرساند. قنات یکی از هوشمندانهترین پاسخهای انسان به کمآبی است و زادگاهش همین سرزمین است.

مقنی، استادکار قنات، ابتدا «مادرچاه» را در دامنهٔ کوه میکند تا به آب برسد. سپس تونلی با شیب بسیار ملایم، گاه چند کیلومتر، به سوی آبادی میکند تا آب با نیروی جاذبه جاری شود. چاههای میلهای در فاصلههای منظم، هوا و راه دسترسی به تونل را فراهم میکنند. آب در زیر زمین میماند و بخار نمیشود؛ در آبادی، از «مظهر قنات» بیرون میآید و به جویها و باغها میرسد.
قنات فقط فن نبود؛ نهاد بود. سهم هر خانواده از آب با «حقآبه» تعیین میشد و زمانبندی آن با «پنگان» (فنجان)، پیمانهٔ آبی که در آب فرو میرفت، اندازه گرفته میشد. میراب، تقسیم آب را اداره میکرد و اختلافها را حل. این نظم، پایهٔ همزیستی در آبادیهای کویری بود.
هزاران رشته قنات هنوز در ایران فعالاند و باغهای یزد، کاشان و کرمان از آنها سیراب میشوند. مقنیگری هرچند کمرونق شده، اما دانشی است که هنوز به شاگردان آموخته میشود.
قنات نماد فلات مرکزی است: پاسخ خرد جمعی به سرزمینی خشک. همان خردی که در بادگیر، یخچال و باغ ایرانی تکرار میشود.
روایتهای دیگر

معماری اقلیمی
در باغ دولتآباد یزد، بادگیری سیوسهمتری از خشت ایستاده که باد را میگیرد، از حوض میگذراند و به تالار میفرستد؛ سامانهٔ سرمایشی دویستوپنجاهسالهای که هنوز کار میکند.

باغ ایرانی
در ماهان کرمان، جایی که کویر آغاز میشود، باغی پلکانی با حوضها و آبشارهای پیدرپی ساختهاند؛ باغ شازده، تصویری از بهشتی است که با قنات ممکن شده.