دریا و بندر
چابهار؛ دروازهٔ ایران به اقیانوس
تنها بندر اقیانوسی ایران، جایی که موسم بارانی، جنگل حرا، تالاب صورتی و صخرههای عجیب کنار هم نشستهاند؛ چابهار پنجرهٔ ایران به دریای مکران است.
هنر دست
در خانههای جنوبشرق، زنی نشسته و بر تکهای پارچه، با سوزن و نخ رنگی، نقشهای هندسی ریز و درهم میدوزد. هفتهها و گاه ماهها طول میکشد تا یک پیشسینه یا سرآستین کامل شود. این سوزندوزی است؛ هنری که در پهنهٔ مکران و سراسر سیستان و بلوچستان از نسلی به نسل دیگر رسیده و پوشاک زنان را به تابلویی از رنگ بدل کرده است.

نقشهای سوزندوزی هندسیاند: لوزی، مثلث، ستاره و خطوط شکسته که در هم میپیچند. رنگهای غالب، سرخ، سبز، سیاه، سفید و نارنجیاند و پسزمینه معمولاً پارچهای تیره است تا نقشها بدرخشند. هر ناحیه، نقشها و ترکیبهای رنگی خاص خود را دارد و آشنایان میتوانند از روی دوخت، خاستگاه آن را حدس بزنند.
سوزندوزی هنر زنان است و از دیرباز، منبع درآمد خانوادهها هم بوده. زنان در کنار کارهای خانه، در گروههای کوچک میدوزند و تجربه رد و بدل میکنند. در دهههای اخیر، تعاونیها و بازارهای تازه، این هنر را از خانه به نمایشگاهها و بازارهای بینالمللی بردهاند.
لباس بلند و پرنقش زنان جنوبشرق، با شلوار گشاد و روسری بلند، یکی از زیباترین پوشاکهای سنتی ایران است. در عروسیها و جشنها، پرکارترین سوزندوزیها به تن میشود و رنگهای آن در آفتاب تند مکران میدرخشد.
سوزندوزی نشان میدهد که در پهنهای که طبیعت خشک و کمرنگ است، مردمان رنگ را با دست خود آفریدهاند؛ همان کاری که در گبهٔ زاگرس و کاشی فلات مرکزی به شکل دیگری تکرار میشود.
روایتهای دیگر

دریا و بندر
تنها بندر اقیانوسی ایران، جایی که موسم بارانی، جنگل حرا، تالاب صورتی و صخرههای عجیب کنار هم نشستهاند؛ چابهار پنجرهٔ ایران به دریای مکران است.

زمینشناسی و منظره
در راه چابهار به بریس، تپههایی خاکستری و پرشیار سر برآوردهاند که به سطح مریخ میمانند؛ رسوبهای میلیونساله که باد و باران موسمی آنها را تراشیده است.