کشت و آیین
زعفران؛ طلای سرخ قائنات
هر آبان، پیش از طلوع، دشتهای خراسان جنوبی و رضوی بنفش میشوند و خانوادهها برای چیدن گلهای زعفران به مزرعه میروند؛ گرانبهاترین ادویهٔ جهان، اینجا با دست چیده میشود.
نغمه و روایت
دوتار همانگونه که از نامش پیداست، دو سیم دارد: یکی که نغمه را میخواند و دیگری که زیر آن مثل زمین میماند. کاسهاش از چوب توت است و دستهاش از زردآلو یا گردو. با این ابزار ساده، بخشیهای خراسان قرنهاست داستانهای حماسی و عاشقانه، اندرزهای عرفانی و ترانههای کار را روایت میکنند.

در خراسان شمالی و رضوی، به نوازندهای که دوتار مینوازد، میخواند، شعر میگوید و داستان روایت میکند، «بخشی» میگویند. بخشی معمولاً ساز خود را هم میسازد. او در عروسیها، جشنها و شبنشینیها روایت میکند و حافظ داستانهایی است که در کتابها نیامدهاند.
دوتار فقط ساز خراسان نیست؛ در گلستان، در میان ترکمنها، و در آسیای میانه نیز نواخته میشود، با کوکها و شکلهای متفاوت. همین گستردگی، دوتار را به یکی از پیوندهای موسیقایی میان مردمان شرق ایران و همسایگانش بدل کرده است.
نامهایی چون حاج قربان سلیمانی و غلامعلی پورعطایی، این سنت را به جهان شناساندند. امروز نسل تازهای از نوازندگان، زن و مرد، دوتار مینوازند و آموزشگاههایی در بجنورد، قوچان و تربتجام، این هنر را به نسل بعد میسپارند.
دوتار نشان میدهد که خراسان همیشه در گفتوگو با شرق و شمال بوده است. دو سیم، یک جهان: سادهترین ساز، پیچیدهترین روایتها.
روایتهای دیگر

کشت و آیین
هر آبان، پیش از طلوع، دشتهای خراسان جنوبی و رضوی بنفش میشوند و خانوادهها برای چیدن گلهای زعفران به مزرعه میروند؛ گرانبهاترین ادویهٔ جهان، اینجا با دست چیده میشود.

سنگ و باور
بیش از دو هزار سال است که از کوههای نیشابور سنگی آبی بیرون میآید که نامش به زبانهای جهان راه یافته است؛ فیروزه، رنگ آسمان، رنگ گنبد و رنگ انگشتری مردمان این سرزمین.