زیست با آب
شالیزار؛ نغمهٔ کار در آب
از نشاکاری اردیبهشت تا درو در شهریور، شالیزارهای کرانهٔ کاسپین یک تقویم زندهاند؛ تقویمی که با آواز کار، خانههای سفالی و سفرهای عطرآگین همراه است.
پهنهٔ فرهنگی
میان دیوار سبز البرز و آبهای کاسپین، باریکهای بارانی کشیده شده که زندگی در آن با برنج و دریا و جنگل گره خورده است. نغمههای کار در شالیزار، خانههای شیبدار سفالی و سفرهای که عطر سیر و ترشی میدهد، نشانههای این پهنهاند.

روایتها
یادداشتهایی از جایها، هنرها و آیینهای کرانههای کاسپین؛ هر یک با تصویری از همانجا.

زیست با آب
از نشاکاری اردیبهشت تا درو در شهریور، شالیزارهای کرانهٔ کاسپین یک تقویم زندهاند؛ تقویمی که با آواز کار، خانههای سفالی و سفرهای عطرآگین همراه است.

معماری پلکانی
در ماسوله، بامِ هر خانه حیاط خانهٔ بالایی است؛ روستایی هزارساله در دامنهٔ جنگل که معماریاش پاسخی هوشمندانه به شیب، باران و همسایگی است.

میراث طبیعی
نواری سبز به درازای هشتصد کیلومتر که از دورهٔ یخبندان جان به در برده است؛ جنگلهای هیرکانی، میراث جهانی یونسکو، خانهٔ راش و انجیلی و پلنگ ایرانیاند.

آب و زندگی
بزرگترین تالاب کرانهٔ کاسپین، پناهگاه پرندگان مهاجر و باغ نیلوفرهای آبی است؛ جایی که زندگی هنوز با قایق و تور و نی گره خورده است.
لایهٔ دانشنامهای
در این لایهٔ ژرف، مردمان پهنه را با نام و در بافتی علمی و محترمانه معرفی میکنیم؛ روایتها بر پیوندها تکیه دارند، نه فاصلهها.

مردمان این پهنه
گیلکها از اقوام اصیل ایرانیاند که در سرزمین سرسبز گیلان و کرانههای دریای خزر زندگی میکنند و زبان گیلکی آنان از شاخهٔ زبانهای ایرانی شمالغربی است. این مردم در دل طبیعت بکر، جنگلهای انبوه و شالیزارهای سرسبز روزگار میگذرانند و فرهنگ آنان پیوندی ژرف با کشاورزی، برنجکاری و ماهیگیری دارد. گیلان در تاریخ ایران، بهویژه در نهضتهای آزادیخواهانه و جنبش جنگل، نقشی برجسته ایفا کرده و مردم آن به آزادگی و سختکوشی شهرت دارند. آشپزی گیلانی با تنوع و طعمهای بینظیر، یکی از غنیترین آشپزیهای ایران بهشمار میآید. گیلکها با حفظ زبان، آیینها و موسیقی محلی خود، بخش دلنشینی از تنوع فرهنگی و وحدت ملی ایران را میسازند.
گیلکها در دل شالیزارهای سرسبز و جنگلهای هیرکانی، آزادگی و سختکوشی را به فرهنگ کرانهٔ خزر بخشیدهاند.

مردمان این پهنه
مازندرانیها یا طبریها از اقوام کهن ایرانیاند که در سرزمین سرسبز طبرستان میان رشتهکوه البرز و دریای خزر زندگی میکنند و زبان طبری آنان یکی از کهنترین زبانهای ایرانی با پیشینهٔ ادبی دیرینه است. این سرزمین در تاریخ ایران جایگاهی والا داشته و خاندانها و فرمانروایان محلی آن در پاسداری از فرهنگ و استقلال ایران نقشآفرین بودهاند. طبیعت بینظیر مازندران با جنگلهای هیرکانی، چشمهها و شالیزارها، فرهنگی پیوسته با کشاورزی، دامداری و زندگی روستایی پدید آورده است. آیینهای کهنی چون تیرماسیزدهشو و موسیقی اصیل طبری از میراث ارزشمند این مردماند. مازندرانیها با حفظ زبان و سنتهای دیرینهٔ خود، بخش ارزشمندی از گنجینهٔ فرهنگی و وحدت ملی ایران را تشکیل میدهند.
مازندرانیها میان البرز و خزر، با زبانی کهن و آیین تیرگان، تپش دیرینهٔ طبرستان را در قلب ایران نگاه داشتهاند.

مردمان این پهنه
تالشها از کهنترین اقوام ایرانیاند که در دامنههای کوههای تالش و کرانههای جنوبغربی دریای خزر زندگی میکنند و زبان تالشی آنان از بازماندگان زبانهای کهن ایرانی شمالغربی و خویشاوند زبان مادی باستان بهشمار میرود. این مردم میراثدار فرهنگی بسیار دیرینهاند و زندگی آنان با ییلاق و قشلاق، دامداری و کشاورزی در طبیعت سرسبز و کوهستانی پیوند خورده است. تالشها به سختکوشی، پایبندی به سنتها و پیوند ژرف با طبیعت شهرت دارند و آیینهای کهن آنان بازتابی از باورهای باستانی ایرانزمین است. موسیقی و آوازهای تالشی، حالوهوای کوه و دشت و زندگی شبانی را بازمیتابانند. مردم تالش با حفظ زبان و فرهنگ کهن خود، یکی از ارزشمندترین گنجینههای زبانی و فرهنگی ایران را پاس میدارند.
تالشها با زبانی برخاسته از کهنترین ریشههای ایرانی، نوای کوه و دشت و خاطرهٔ مادها را در دامنهٔ خزر زنده نگاه داشتهاند.